یک داستان واقعی

این رباعی کاملا بر اساس واقعیت هست(نقل قول راننده رو باید با لحن خاصی بخونین!!)

 

راننده ی سیگاریِ تاکسی، دیروز

سیگاری کرد تعارفم؛ بس مرموز

گفتم مرسی...بگفت: « هی بچه شوشول

هم شن و شالات کراک می کشند امروژ !!»

 

و من

وحشت زده از تاکسی فرار کردم.....

/ 62 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سامان

سلام آقای کشاورز عید مبارکت مبارک رباعی قشنگی بود من هم هستم. سرک بکش بمانی...

سامان

سلام فرزین جان. خیلی خوشحالم که تو لیست دوستانتون هستم. من هم با افتخار لینکیدمت. بمانی...

لیلای....

سلام آقا فرزین سال نو مبارک شاعر فلسفه.. کاپیتان .... روزهای شادی و بی تکراری رو در سال گذاشته در همسایگی شعر با شما سپری کردم... امیدوارم همیشه شادمان باشی [خجالت][رویا]

لیلای...

سلام آقا فرزین سال نو مبارک شاعر فلسفه... نه ببخشید این آخری ها افتاده بودی تو دریای غزل ...کاپیتان کهخ غرق بشه.. دیگه ما فاتحه مون خوندست سال گذشته در کنار تمام تلخی هاش شیرینی های کوتاه اما فراموش نشدنی در همسایگی و دوستی با شما برام داشت ..امیدوارم همیشه شاد باشید از این همه صاف و اینه وار بودن...

زیبا-د

به به سلام اقای کشاورز خیلی خوب بود منتها معتادا تو تلفظ( ر) هم مشکل دارن اونم قید می کردین. حالا چرا فرار اخه>می گفتین نه دیگه[چشمک]

شعر زلال

سلام بر شما اهل قلم و دوستدار عرصه ی ادب و هنر خدای توانا را شکر که باز از کلام پرشورتان نوشیدیم و مستفیض از احساس پاکتان گشتیم. با هفت سینی خواندنی از جناب باوندپور و متنی از پروفسور حکیم آوا در خصوص شعر زلال + دو زلال از ایشان و دو زلال از سرکار خانم راسخ به روز و منتظر نظرتانیم. سال نو مبارک http://www.sherezolal101.blogfa.com

الهه خباز

سلام تمام مطالب رو خوندم واقعا خوب بود موفق باشید

پارادوکس

[نیشخند]

شهاب

آخر شعر بزار *دیروز*