چند رباعی

یک بوس ِ پر از خلوص، لُپ های شما

یک خارش ِ بیست، پاچه و پای شما

ترفیع، اگر به پست ِ چاکر بدهید،

مالش بدهم دو دستی آنجای شما...

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من معنی ابتذال را می فهمم

من "بیست و سی"  ِ محال را می فهمم

می فهمم و رشد می کنم، می ترسی؟

ترسیدنت از نهال را می فهمم!

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر سر می زد، دو چشم خود تر می کرد

گوش فلک از زاری ِ خود کر می کرد

عاشورا بود، ظهر در مسجد ِ شهر

در جنگ ِ غذا و صف چه محشر می کرد!

/ 30 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پـــــآرادوکـــــســــــ

والا داداش فرزین دیشب بعد مدتها رفتم شعر نو که سریع هم جواب کامنتو دادم! حالا ایشالا شعرای بعدی خبرتون میکنیم از خجالتتون درمیایم[نیشخند]

علی ارجمند

سلام داداش فرزین عزیزم وبلاگت خیلی زیبا بود مخصوصا اون ترانه که خیلی چسبید می خواستم بگم که من دارم یه وبلاگ دست و پا می کنم شما رو لینک کردم خوشحال میشم شما هم منو لینک کنی موفق و پیروز باشی[لبخند]

راشد

خاک بر سر این سومی چی بود نوشتی؟!

رهام

به به. حس شاعري خوبه آااا. دمت گرم دادا

mahdi

salam. kheili bahal bud ba ejazatun man to fazaie majazu ba andaki taghir mipakhshamash!!!

خفه شو بابا . مردی چاپ کن . ولی هر خری می یاره عر میزنه همین می شه دیگه . بیشعور

داوودی35

اولی خیلی باحال بود واقعیتی غیرقابل انکار هستش متأسفسانه!