خطر ریزش طنز!


لطفا با کلاه ایمنی وارد شوید!!

چند رباعی

یک بوس ِ پر از خلوص، لُپ های شما

یک خارش ِ بیست، پاچه و پای شما

ترفیع، اگر به پست ِ چاکر بدهید،

مالش بدهم دو دستی آنجای شما...

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من معنی ابتذال را می فهمم

من "بیست و سی"  ِ محال را می فهمم

می فهمم و رشد می کنم، می ترسی؟

ترسیدنت از نهال را می فهمم!

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر سر می زد، دو چشم خود تر می کرد

گوش فلک از زاری ِ خود کر می کرد

عاشورا بود، ظهر در مسجد ِ شهر

در جنگ ِ غذا و صف چه محشر می کرد!

   + فرزین کشاورز - ۳:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٧

سوسن خانم! (سری اول)

مجموعه دوبیتی‌های سوسن خانم، کارهای طنزی هستند با محوریت عشق! اولین سری از این شاهکارهایم را بخوانید و کیف کنید:

 

سوسن جان خنده‌هایت مستمر باد
مرا با خنده‌هایت می‌کنی شاد
ولی ای داد از سرمای چشمت
کمی گرمش بکن دل داره می‌چاد!


سوسن جان قلبمُ کردی توو رنده
سریعا عشق را بنداز توو دنده
نشستم منتظر با پلک خیسم
سوسن جان چشمکی بر من بزن دِ!

 

سوسن جان بینی ات خیلی جفنگه
شبیه بینی ببر و پلنگه
اگرچه بینی ات داغونه اما
دلت دریاست! سرشار از نهنگه!





   + فرزین کشاورز - ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳۱

در خواب هم گرانی بیداد می‌کند

دلم می‌خواست خواب موز ببینم
و یا رویای یک چیتوز ببینم
موز و چیتوز گران شد، ای .. به این شانس
همان بهتر که خواب بز ببینم!

البته مزنه ی بز دستمان نیست، شاید بز هم گران شده باشد!

   + فرزین کشاورز - ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۳

یک داستان واقعی

این رباعی کاملا بر اساس واقعیت هست(نقل قول راننده رو باید با لحن خاصی بخونین!!)

 

راننده ی سیگاریِ تاکسی، دیروز

سیگاری کرد تعارفم؛ بس مرموز

گفتم مرسی...بگفت: « هی بچه شوشول

هم شن و شالات کراک می کشند امروژ !!»

 

و من

وحشت زده از تاکسی فرار کردم.....

   + فرزین کشاورز - ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۳٠

کار و پارتی

ز دست کار و پارتی هر دو فریاد

که هرجا کار بینم پارتی میخواد

بسازُم خنجری نیشش ز پولاد

زنم بر پارتی تا کار گردد آزاد

   + فرزین کشاورز - ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٧